عبد الرزاق اللاهيجي

445

گوهر مراد ( فارسى )

انبياى سابق عرض شده بود و بر امّتان خود عرض كرده بودند ، و به سبب ثقل اين آيه و گرانى عمل به مقتضاى آن ، ابا نمودند از قبول آن ، و چون بر « 1 » آن حضرت عرض شد و وى بر امّت خود عرض نمود قبول كردند ، و چون پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم به ساق عرش رسيد حق تعالى ، بر سبيل تقرير قبول وى فرمود : آمَنَ الرَّسُولُ بِما أُنْزِلَ إِلَيْهِ مِنْ رَبِّهِ « 2 » پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم از جانب امّت خود فرمود : وَ الْمُؤْمِنُونَ كُلٌّ آمَنَ بِاللَّهِ وَ مَلائِكَتِهِ وَ كُتُبِهِ وَ رُسُلِهِ لا نُفَرِّقُ بَيْنَ أَحَدٍ مِنْ رُسُلِهِ « 3 » حق تعالى از قبول ايشان با عدم طاقت رحم نموده رفع مقتضاى آن فرموده ، و گفت : لا يُكَلِّفُ اللَّهُ نَفْساً إِلَّا وُسْعَها لَها ما كَسَبَتْ وَ عَلَيْها مَا اكْتَسَبَتْ « 4 » . پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم چون خداى تعالى را در مقام رحمت ديد ، طلب عفو از سهو و نسيان كه امم سابقه ، به آن مؤاخذ بودند نموده گفت : رَبَّنا لا تُؤاخِذْنا إِنْ نَسِينا أَوْ أَخْطَأْنا « 5 » حق تعالى آن را نيز رفع نموده پيغمبر صلى اللّه عليه و آله و سلم طلب زيادتى كرد و رفع اصر و ثقلى كه بر امم سابقه بود ، استدعا « 6 » نموده گفت : رَبَّنا وَ لا تَحْمِلْ عَلَيْنا إِصْراً كَما حَمَلْتَهُ عَلَى الَّذِينَ مِنْ قَبْلِنا . « 7 » . حق تعالى ، آن را نيز عطا كرد و گفت : شدائد و اصارى كه بر امم سابقه بود از امّت تو برداشتم ، چه نماز ايشان قبول نبود ، مگر در بقاع معيّنه از ارض ، خواه ، دور بودند از آن بقاع ، و خواه نزديك و براى تو و امت تو ، همه « 8 » جاى زمين را مسجد گردانيدم . و امم سابقه را چون نجاستى مىرسيد مأمور بودند ، به مقراض كردن موضع نجاست ، و قد جعلت الماء لأمّتك طهورا . و قبول قرابين ايشان كه بر اعناق خود به بيت المقدس حمل مىكردند اين بود ، كه نارى نازل شده آن را بسوزاند و صاحب قربان مسرور مراجعت نمايد ؛ و الّا خاسر و محزون بر گردد و از قربان امت تو فقرا و مساكين تناول نمايند و انتفاع يابند ، و اگر قبول باشد ثواب آن

--> ( 1 ) الف : به . ( 2 ) البقرة 2 / 286 - 285 . ( 3 ) البقرة 2 / 286 - 285 . ( 4 ) البقرة 2 / 286 - 285 . ( 5 ) البقرة 2 / 286 - 285 . ( 6 ) الف : « استدعا » ندارد . ( 7 ) البقرة 2 / 286 . ( 8 ) الف : هر .